در حاشیه سیاست ورزی فراکسیونی که تنها نامش مستقل است

فراکسیون ولایی همه را فریب داد/ حاجی بابای انصراف داد، لاریجانی رئیس شد/ کوچکی نژاد: اگر قرار بود ائتلاف کنیم باید با فراکسیون امید ائتلاف می کردیم

متأسفانه رفتار فراکسیون مستقلین ولایی در دو سال گذشته گول‌زننده بوده و اگر قرار باشد برای انتخاب هیات رییسه مجلس در فراکسیون ولایی به‌سمت ائتلاف با فراکسیونی دیگر برویم، مطمئناً باید به سمت فراکسیون امید برویم. جالب این‌جاست که این رفتار گول‌زننده مستقلین فقط در قبال ما نبوده و این فراکسیون سر امیدی‌ها هم کلاه گذاشته است.

گروه سیاسی_رجانیوز: لاریجانی بازهم رئیس مجلس باقی ماند. آن هم برای یازدهمین بار متوالی. اما این بار به واسطه تصمیم عجیب فراکسیون منتقد او در مجلس.

به گزارش رجانیوز علی لاریجانی که در سالهای اخیر همواره پیروز بلامنازع در انتخابات ریاست مجلس بود، این بار در رقابت با محمدرضا عارف –نامزد شکست خورده انتخابات ها- عقب ماند. نامزد شدن حاجی بابایی از سوی اصولگرایان موجب شد تا بخش عمده ای از آراء لاریجانی کاسته شود و با کسب ۱۰۱ رای در برابر ۱۱۴ رای محمدرضا عارف نفر دوم انتخاب شود. از سوی دیگر اگرچه در این رقابت حاجی بابایی تنها ۵۴ رای به خود اختصاص داد اما این آرا، پاسخ روشنی بود به سیاست های علی لاریجانی در مجلس. به هرحال به علت عدم کسب اکثریت مطلق آرا توسط عارف، انتخابات به دور دوم کشیده شد.

اما تصمیم ناگهانی و عجیب حاجی بابایی تمام معادلات سیاسی را به ضرر عارف تغییر داد. حاجی بابایی که از ابتدا هم برای رقابت با علی لاریجانی در این انتخابات حاضر شده بود، با قرار گرفتن پشت تریبون اعلام کرد که به نفع علی لاریجانی از انتخابات انصراف می‌دهد!

همین انصراف کافی بود که آراء حاجی بابایی میان دو نامزد دیگر تقسیم شود و لاریجانی با کسب ۱۴۷ رای در برابر ۱۲۳ رای عارف، بازهم رئیس مجلس باقی بماند. اما نکته جالب توجه اینجاست که محمد دهقان نماینده مردم طرقبه و چناران درباره اتفاقات امروز می گوید: «از آنجایی که اعضای فراکسیون نمایندگان ولایی نسبت به نحوه مدیریت مجلس اعتراض داشتندآقای حاجی‌بابایی را برای ریاست مجلس معرفی کردند و ایشان به صورت شخصی از کاندیداتوری خود انصراف داد».

جالب تر آن که حجت الاسلام سالک، نماینده مردم اصفهان، انصراف حاجی‌بابایی به نفع علی لاریجانی را ایثار از جانب کاندیدای نمایندگان ولایی عنوان کرد!

با این حال معلوم نیست دقیقا حاجی بابایی چه ایثاری انجام داده است؟ به ریاست رساندن علی لاریجانی تنها در یک صورت ممکن بود که حاجی بابایی انصراف دهد و او نیز دقیقا همین کار را انجام داد. این ماجرا زمانی جالب تر می شود که بدانید روز گذشته، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی و حمیدرضا حاجی‌بابایی رئیس فراکسیون نمایندگان ولایی مجلس با یکدیگر پیرامون کاندیداتوری برای ریاست مجلس شورای اسلامی در سال سوم دوره دهم پارلمان باهم دیدار کردند. به نظر می رسد پازل دیدار روز گذشته این دو چهره با انصراف امروز حاجی بابایی به نفع لاریجانی تکمیل شد.

با این حال معلوم نیست اساسا این فراکسیون در انتخابات ریاست مجلس چه هدفی را دنبال می کرد؟ اگر از ابتدا این فراکسیون به مدیریت لاریجانی معرتض بوده چرا بعد از انصراف حاجی بابایی بار دیگر به سوی لاریجانی تغییر مسیر داد؟ آیا اعضای این فراکسیون نگران بودند که با ریاست عارف معاهداتی مانند برجام و fatf   در مجلس تصویب شود؟ مگر در زمان ریاست لاریجانی اتفاقات مشابهی روی نداد؟ بهتر نبود مجلس برای رهایی از مدیریت لاریجانی به عارف نزدیک می شد؟ اگر چهره ای اصلاح طلب مانند عارف بر صندلی ریاست مجلس تکیه زند، حداقل می توان امیدوار بود  که برای تصویب fatf و برجام های آینده به دفتر رهبری متوسل نخواهد شد. گفتنی است علی لاریجانی در انتخابات مجلس ۹۴ سرلیست اصلاحطلبان در قم بود. در واقع فراکسیون مستقلین ولایی از ترس رای آوری سرلیست اصلاح طلبان تهران، به سرلیست اصلاح طلبان قم پناه برده است.

به نظر می رسد بهترین موضع درباره اتفاقات امروز مجلس را «جبار کوچکی نژاد» بیان کرده است. این نماینده مردم صومعه سرا می گوید:«متأسفانه رفتار فراکسیون مستقلین ولایی در دو سال گذشته گول‌زننده بوده و اگر قرار باشد برای انتخاب هیات رییسه مجلس در فراکسیون ولایی به‌سمت ائتلاف با فراکسیونی دیگر برویم، مطمئناً باید به سمت فراکسیون امید برویم. جالب این‌جاست که این رفتار گول‌زننده مستقلین فقط در قبال ما نبوده و این فراکسیون سر امیدی‌ها هم کلاه گذاشته است.»

 

کارآفرینی برای زنان روستایی با محوریت مسجد

با همت یک فعال فرهنگی تاکنون بیش از ۱۷ نفر از زنان روستای اسفیدان به طور مستقیم و غیرمستقیم به عرصه فعالیت‌های اقتصادی در زمینه صنایع دستی و گلیم بافی وارد شده‌اند.

به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری فارس، عصمت رجبی در کانون فرهنگی و هنری شهدای اسفیدان مسجد روستای اسفیدان از توابع شهرستان بجنورد استان خراسان شمالی فعالیت می‌کند و در چهارمین جشنواره ملی تقدیر از مروجان کتابخوانی به عنوان یکی از برگزیدگان این جشنواره معرفی و تقدیر شد. عصمت رجبی کارشناسی ارشد ادبیات فارسی دارد و با ارائه طرح بافت گلیم و نقش‌اندازی شعار کتاب مایه حیات است و تلاش بی وقفه در این راستا، به عنوان یکی از مروجان برتر امر کتابخوانی انتخاب شده است.

وی با بیان اینکه اولین فعالیت فرهنگی من در مسجد با برگزاری دوره‌های آموزش قرآن در روستا بود، گفت: بعد از آن طرح سواد آموزی اولیای بی‌سواد را با همکاری سازمان نهضت سواد آموزی را پیش بردم.

رجبی ادامه داد: در کلاس‌های سوادآموزی و مسجد متوجه مشکلات اقتصادی خانوارهای روستا شدم و برای اینکه هم فعالیت‌های فرهنگی و هم کلاس‌های سوادآموزی تقویت شوند موضوع اشتغال خانگی در مسجد را مطرح کردیم.

وی اضافه کرد: تصمیم گرفتیم با برگزاری دوره‌های آموزش گلیم بافی برای بانوان روستایی زمینه فعالیت اقتصادی زنان را فراهم کنیم که در نخستین دوره آن ۱۰ نفر از زنان روستا آموزش دیدند و مهارت‌های لازم را در زمینه گلیم بافی کسب کردند در ابتدا توسط یکی از کارآفرینان استان مواد اولیه مورد نیاز به صورت امانت به هنرآموزان داده شد و کار را آغاز کردند.

 این فعال فرهنگی خاطر نشان کرد: استقبال زنان روستا مخصوصاً در فصل‌های سرد سال که کارهای کشاورزی کمتر است زیاد بود، خوشبختانه با این آموزش‌ها کمک زیادی به زنان سرپرست خانوار، زنان بد سرپرست و دختران جوان روستا کرد.

رجبی ادامه داد: بعد از این دوره، فضایی را فراهم کردیم تا صنایع دستی و گلیم‌های بافته شده توسط زنان روستا به بازار عرضه شود و خوشبختانه این اتفاق نیز در خود روستا محقق شد و مکانی کنار مسجد برای فروش محصولات آماده شد که به مرور زمان تولیدات بیشتری از زنان و جوانان روستایی در این فروشگاه عرضه می‌شد.

وی با بیان اینکه باید مهارت‌های زنان روستایی را تبدیل به فرصت اقتصادی کنیم، گفت: صنایع دستی خلاق عامل گسترش فرهنگ و هنر است، مثلا ما در کانون فرهنگی هنری مسجد شهدای اسفیدان توانستیم با ارائه طرح بافت گلیم و نقش اندازی شعار کتاب مایه حیات است در آن، هم هنر زنان روستا را معرفی کنیم و هم مردم را به فرهنگ مطالعه و کتابخوانی تشویق کنیم.

به گفته وی مهم ترین دلیل وجود آسیب‌های اجتماعی در روستاها بیکاری است.

رجبی با اشاره به موانع و مشکلاتی که در این عرصه با آن مواجه شده است، گفت: متاسفانه هنوز زیرساخت‌های لازم برای اینکه روستا به منطقه ویژه گردشگری تبدیل شود فراهم نیست لذا در بحث حضور در نمایشگاه‌ و فروش تولیدات با موانعی مواجه هستیم که امیداورم با همکاری مسؤولان بتوانیم زنان روستایی را در زمینه تولیدات صنایع دستی خودکفا کنیم.

این بانوی کارآفرین با درخواست از مسؤولان برای توجه به حوزه‌های فرهنگی مساجد و حمایت ویژه از اشتغال‌زایی حول این محور، گفت: قصد داریم با افزایش تولید در کنار کیفیت بهتر تولیدات بانوان روستا را نه تنها در ایران بلکه به سایر کشورها نیز صادر کنیم که برای این کار نیاز به حمایت و  هدایت مسؤولان داریم.

این فعال فرهنگی بیان کرد: تاکنون بیش از ۱۷ نفر از زنان روستایی به طور مستقیم و غیر مستقیم به عرصه فعالیت‌های اقتصادی در زمینه صنایع دستی و گلیم بافی وارد شده و اقتصاد خانواده خود را پویا کرده‌اند.

رجبی کسب مقام نخست در جشنواره روستاها و عشایر دوستدار کتاب، تولید کیف چرم، تولید سفال نقش برجسته وطراحی روی سفال، ساخت عروسک، احیای هنر قالی بافی در روستا، توریست کتابخوان، مسابقه کتابخوانی کتاب انسان ٢۵٠ساله، طرح شب شعر کتاب، معرفی کتاب و نقد و بررسی آن، عصر مطالعه و عصر شعر، تاسیس و راه اندازی پاتوق کتاب، تاسیس ایستگاه مطالعه در دو مسجد و یک حسینیه فاقد کتابخانه و جلسه هم اندیشی دوستدار کتاب و چاپ و انتشار اشعار شاعر روستا  را از مهم‌ترین فعالیت های این کانون عنوان کرد.

این فعال فرهنگی، استقرار ایستگاه مطالعه در پنج روستای همجوار، اجرای مسابقه کتابخوانی امام حسین و نهضت عاشورا که به دو صورت حضوری و مجازی صورت گرفت، نامگذاری یکی از کوچه‌های روستای اسفیدان به نام کتاب، ایجاد کافه کتاب، تشکیل حلقه کتابخوانی بانوان،  اهدای کتاب توسط نویسندگان اسفیدانی، را از دیگر طرح های اجرا شده در این کانون بیان کرد.

وی با اشاره به اینکه یک کتابخانه عمومی و یک کتابخانه مسجد در روستای اسفیدان فعال است، به استقرار ١۴ ایستگاه مطالعه اشاره و تعداد کتاب های موجود را بیش از سه هزار جلد کتاب اعلام کرد و ادامه داد: بیشترین نیاز مطالعاتی این منطقه، کتاب‌های حوزه سبک زندگی ایرانی اسلامی، طب اسلامی و گیاهان دارویی، کار آفرینی و تولید به خصوص کشاورزی، دامپروری و صنایع دستی است.

پرسشی از طرفداران «تسامح مطلق فرهنگی»

انتقال از محل منازعه «سیاسی» به حوزه «فرهنگ»، راه حل مساله “حجاب” / چرا منطق «استفاده از قوه قهریه در مسائل فرهنگی جواب نمی دهد» نادرست است؟

سوالی که قائلین به تساهل مطلق در امر فرهنگ باید به آن پاسخ دهند این است که بر فرض که با منطق روشنفکرانه «استفاده از قوه قهریه در مسائل فرهنگی جواب نمی دهد»، برخورد با اشکال مختلف ناهنجاری های اجتماعی مانند بی حجابی کنار گذاشته شد و به تدریج بروز چنین ناهنجاری هایی تبدیل به عرف پذیرفته شده اجتماعی و قانونی شد، آیا شکل های جدیدی از مطالبه عرفی شدن ناهنجاری ها در میان همان قشر بروز نخواهد یافت؟
گروه فرهنگی-رجانیوز: این گزاره مشهور این روزها متعدد تکرار می شود که وضعیت فعلی بی حجابی حاصل برخورد قهریه با این ناهنجاری اجتماعی است. بر خلاف این نظر، وضعیت فعلی نه حاصل الزام به حجاب بلکه حاصل دیدگاهی است که معتقد بوده است تسامح در امر فرهنگ از جمله در مسائلی مانند حجاب، سینما، تئاتر  و ماهواره می تواند به ابزاری برای سرگرم کردن عامه و مغفول نگه داشتن آن ها از فشارها و مفاسد حاصل از سیاست های آزادسازی اقتصادی پس از جنگ باشد.
به گزارش رجانیوز، متفکران مکتب انتقادی مانند آدرنو  کارکرد سرگرمی های فرهنگی را از بی خود بیگانه کردن انسان ها و فراموشی نیازهای واقعی و اصیل انسانی و تقلیل یافتن آن‌ها به نیازهایی مبتذل و کودکانه می دانند. در دوران پس از جنگ نیز ذیل چنین سیاستی تسامح در امر فرهنگی به سیاست بخش عمده دستگاه اجرایی جمهوری اسلامی  تبدیل شد. (سیاستی که بعدها نیز تغییر جدی عمومی در آن ایجاد نشد)
بر خلاف تصور رایج، حاشیه ای شدن و تساهل نسبت به حجاب و امر فرهنگ در جمهوری اسلامی بیش از این که ناشی از تقدم امر اجتماعی یا اولویت دغدغه اقتصادی باشد متاثر از تقدم امر سیاسی نسبت به فرهنگ در جمهوری اسلامی پس از جنگ است و راه حل مساله نیز در تبدیل مجدد این موضوع از محل تنازع و استفاده سیاسیون به مساله ای فرهنگی است. ضریب دهی به اقلیت بی حجاب در رسانه به ویژه در ایامی مانند انتخابات و مراسمات ملی و حذف تقریبا کامل صدای مخالفان ولنگاری فرهنگی در صدا و سیما و اغلب رسانه های رسمی نیز تنها در همین چارچوب معنی می یابد.
تاریخ تغییرات جنسی نشان می دهد عقب نشینی فرهنگ عمومی در امر اخلاقی، همواره مرحله به مرحله و تدریجی بوده و هر وقت هم که حکومت ها و فرهنگ عامه بر اثر فشار اجتماعی اقلیت معمولا صاحب قدرت و رسانه متمایل به این نوع از آزادی ها عقب نشینی کرده اند، نه تنها مساله ای حل نشده که فقط انواع جدیدتری از مطالبه برهنگی اخلاقی توسط همان طبقه اجتماعی باز تولید شده است. به عنوان مثال در غرب اگر چه مساله از مطالبه آزادی بیشتر در پوشش (به ویژه در سال های بعد از جنگ جهانی دوم) آغاز شد اما در تنها اندکی بیش از نیم قرن این جریان تا رسیمت بخشی به برهنگی کامل و ناهنجاری های جدیدی مانند ازدواج همجنس گرایان ادامه یافت و امروزه مطالبات جدیدی در حوزه ازدواج با محارم و افراد کم سن و سال شکل گرفته و زمزمه هایی نیز در مورد رسمیت ازدواج با حیوانات در حال شکل گیری است.  از همین جهت نیز  الزامی نمودن  رعایت حجاب در فضاهای عمومی بعد از انقلاب نشان از درک عمیق  امام خمینی( ره)  از امر اجتماعی بر خلاف خط روشنفکری عوامانه حاکم بر برخی مذهبیون (چه در دوره مذکور و چه امروز) است.
نمونه ای از مطالبه  رسمیت بخشی به ارتباط جنسی با کودکان در غرب :
در واقع سوالی که قائلین به تساهل مطلق در امر فرهنگ باید به آن پاسخ دهند این است که بر فرض که با منطق روشنفکرانه «استفاده از قوه قهریه در مسائل فرهنگی جواب نمی دهد»،  برخورد با اشکال مختلف ناهنجاری های اجتماعی مانند بی حجابی کنار گذاشته شد و به تدریج بروز چنین ناهنجاری هایی تبدیل به عرف پذیرفته شده اجتماعی و قانونی شد، آیا شکل های جدیدی از مطالبه عرفی شدن ناهنجاری ها در میان همان قشر بروز نخواهد یافت؟ در این صورت مرز دقیقی که قوه قهریه می تواند بر خلاف منطق مذکور در مقابل عرفی شدن آن ورود پیدا کند در طیفی که تا برهنگی کامل  و اباحی گری اخلاقی مطلق امتداد پیدا می کند کجاست؟
منبع: کانال تریبون مستضعفین

هیچ اقدام ملی در خصوص تسهیل ازدواج دختران انجام نشده است

رئیس شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان با بیان اینکه درباره تسهیل ازدواج دختران دستگاه‌های متکفل امور زنان تابه‌حال اقدامی انجام نداده‌اند، گفت: ما در تلاشیم این دستگاه‌ها را متوجه کنیم که مطابق قانون در این زمینه وظایفی برعهده دارند.

 

زهرا آیت‌اللهی رئیس شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری فارس، در خصوص اقدام این شورا درباره قانون برنامه ششم توسعه گفت:‌ از زمانی که مسائل زنان در بطن برنامه ششم توسعه هنوز قانونی نشده بود، ما در شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان در این زمینه شروع به کار کارشناسی کردیم. بند بند مسائلی که مربوط به زنان و کودکان می‌شد، موردبررسی قرار گرفته و برخی از نظرات پیشنهادی ما به مجلس ارائه و در برنامه ششم توسعه گنجانده شد.

آیت‌اللهی در خصوص پیگیری اجرای بندهایی از قانون ششم که مربوط به زنان و خانواده و کودکان می‌شد، اظهار داشت: در این زمینه ارتباط‌گیری با دستگاه‌های مرتبط آغاز شده،‌ به عنوان مثال متوجه شدیم درباره تسهیل ازدواج دختران دستگاه‌های متکفل امور زنان اقدامی انجام نمی‌دهند.

وی ادامه داد: ما دائماً در حال تهیه گزارش در این خصوص هستیم و سعی می‌کنیم آنها را متوجه کنیم که مطابق قانون وظایفی برعهده دارند.

رئیس شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان بررسی شاخص‌های عدالت جنسیتی را نیز از دیگر اقدامات این شورا در خصوص برنامه ششم توسعه عنوان کرد و گفت: یکی از اشکالاتی که به جلسه ستاد ملی خانواده وارد شده است، این است که شاخص‌های عدالت جنسیتی که قرار بود بر اساس ماده ۱۰۱ قانون ششم توسعه دنبال شود، جای خود را به  شاخص‌های جهانی داده است.

وی در ادامه تصریح کرد: ماده ۱۰۱ قانون ششم توسعه به شاخص‌های عدالت جنسیتی بر مبنای موازین اسلامی نظر دارد، درحالی‌که شاخص‌های جهانی بر این اساس نیست.

آیت‌اللهی با یادآوری این نکته که در صحن علنی شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان راجع به عدالت جنسیتی بارها بحث و کار کارشناسی شده است، گفت: تعیین این شاخص‌ها بسیار تخصصی است و به نظر می‌رسد ایران تنها کشوری در جهان است که شاخص‌های اسلامی را به عنوان برنامه و قانون پیشنهاد داده است. به همین دلیل این شاخص‌ها هنوز مبنایی برای سنجش ندارد.

مسؤولان به حاشیه شهرها رسیدگی کنند/ ۲۲ بهمن به رخ کشیدن بقای انقلاب است

امام جمعه موقت تهران تصریح کرد، طبقات ضعیف جامعه ولی‌نعمتان انقلاب هستند و مسؤولان خودشان را از آنها برتر نبینند و به حاشیه شهرها رسیدگی کنند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام کاظم صدیقی امام جمعه موقت تهران در خطبه‌های نماز عبادی سیاسی جمعه امروز اظهار داشت: نظام اسلامی مسؤولیت دارد که موانع سیر بشر را به سوی حق تعالی و نیل بشر به بهشت لقا و فردوس اعلا را برطرف کند.

وی ادامه داد: کسی نگوید ما ضامن بهشت مردم نیستیم، اگر امانتدار مردم بود امانت دین مردم مهمترین امانتی است که بر دوش مسؤولین است و هر گناهی در جامعه واقع می‌شود مسؤولین پاسخگوی این گناهان در روز قیامت خواهند بود.

حجت‌ الاسلام صدیقی درمورد حرام‌خوارگی و آثار منفی آن بیان داشت: حرام خوری چیزی نیست که انسان بتواند در کنارش بی‌تفاوت باشد، در نطفه اثر می‌گذارد و خیلی خطرناک است. آدم‌های حرام‌خوار بی‌عاطفه می‌شوند و باعث قساوت قلب می‌شود.

امام جمعه موقت تهران با اشاره به اینکه اولین افضل مجاهدت‌ها عفت باطن است، اظهار داشت: مسؤولین فرهنگی و رسانه ملی ما، تریبون‌های به‌دست آمده به قیمت خون شهدا باید به پا خیزند و نسبت به حرام‌خواری هشدار دهند. اگر بنا داریم جامعه سالم باشد باید همه مجاری نظام اداری،‌ قضایی و تقنینی ما از مجرای حلال به مسؤولیت رسیده باشند. اگر کسی با پول حرام در منصبی قرار گرفته توقع نداریم او مروج حلال خوری باشد.

صدیقی خطاب به مسؤولین گفت: به حاشیه شهرها یک سری بزنید، در همین کوره‌پزخانه‌های اطراف تهران ببینید خانواده‌ها در چه دخمه‌هایی زندگی می‌کنند، گاهی مسؤولین به خودشان اجازه دهند به آنجا سر بزنند.

وی تصریح کرد: رسانه‌های ما باید بازار و بازاری‌های حادث و کم سن و سال ما را به اهمیت پرداخت خمس به شدت حرمت ربا، به رعایت انصاف در معامله،‌ به حرمت احتکار و بازار سیاه متذکر شوند. اینها گناهان اقتصادی است و ده‌ها فساد در کنار این گناه وجود دارد. دو درهم رشوه در حد کفر است و از معصیت عبور کرده و به کفر می‌رسد.

خطیب نماز جمعه تهران با تاکید بر اینکه عفت فرج دومین افضل مجاهدت‌ها است خاطرنشان کرد: عفت فرج یعنی پاک‌دامنی، خدا نکند مسؤولین ما قلقلک شوند و بخواهند جامعه را به سوی ولنگاری و تسامح در رعایت مسائل جنسی با ابزار تبلیغی تحمیل کنند.

حجت‌ الاسلام صدیقی با تبریک سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بیان داشت: در میان نعمت‌ها معرفت دیانت، عزت استقلال، داشتن حکومت و حاکم صالح، وحدت صفوف و استقناع نعمت‌هایی هستند که از آن بالاتر وجود ندارد.

امام جمعه موقت تهران گفت: انقلاب اسلامی ما هزاران نعمت، برکت و نور با نفس رهبری و با جوشش نور از خون شهیدان این مملکت نصیب کرد.

وی در مورد وضعیت ایران قبل از انقلاب خاطرنشان کرد: ایران قبل از انقلاب کمتر از ۳۵ میلیون جمعیت داشته، در روز ۶ میلیون بشکه نفت می‌فروخت، اما چون مدیریت، مدیریت فاسدی بود در همین جنوب شهر تهران چه وضعیتی بود؟ جز دربار و کاخ‌نشینان و وابستگان آن‌ها هیچ کسی شرایط بهداشتی و رفاهی در تهران که مرکز این کشور بود نداشت.

خطیب نماز جمعه تهران اظهار داشت: با وجود داشتن ارتش، بحرین که یکی از استان‌های کشور ما بود بدون مصرف یک گلوله با دستور انگلستان از بدنه ایران جدا شد. ولی فرمانده ارتش که شاه بود جرات نداشت بگوید که چرا سرزمین خود را از دست بدهیم. از نظر معیشت هم مردم در شرایط بسیار سخت و تنگناهای عجیبی زندگی می‌‌کردند.

حجت‌ الاسلام صدیقی درمورد شرایط فرهنگی قبل از انقلاب گفت: آنها باورشان این بود که دیو را از مملکت بیرون کردند، در طول دوران حکومت پهلوی یک نماز جماعت، تفسیر قرآن، دعا و مناجات سراغ ندارید. از نظر علمی نیز مملکت ما قبل از انقلاب کجا بود؟ اگر استعداد و نبوغی هم بود به بیرون می‌بردند. در داخل مملکت ابتذال، فسق و فجور و مادی‌گرایی بود اما با علم و دین مبارزه می‌شد.

امام جمعه موقت تهران درمورد استقلال کشور قبل از انقلاب تصریح کرد: شاه نوکر هم نبود بلکه عبد بود و مالک وجود خودش هم نبود، جلوی چشم خودش گوش پدرش را گرفتند و به یک جزیره بردند و خودش را جای او گذاشتند و یک عروسک به تمام معنا بود و هر چه می‌گفتند عمل می‌کرد. حال ببینیم کجا هستیم؟

وی با اشاره به سخنان رهبر انقلاب در دیدار با نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی خاطرنشان کرد: این مسائل شبیه معجزه است، رهبری و امامت جان مردم است، مردم جدایی از امامت و رهبری ندارند، پیروزی مردم نه بر شاه که بر علیه دو جریان لیبرال دموکراسی غرب و سوسیالی شرق بود. انقلاب، محکومیت لیبرال دموکراسی و ابطال سحر دو جریان حاکم بر جهان بود.

خطیب نماز جمعه تهران اعلام کرد: انقلاب، پیروزی جریان فکری است. ما مدل جدید حکومتی که حکومت شخص نیست و حکومت خدا، علم، اخلاق و قانون است،‌ حکومتی غیر از حکومت ولایت فقیه در زمان غیبت امام زمان (عج) در این جهان سراغ نداریم. از آن جهت که پیروزی یک پیروزی فرهنگی است، پیروزی مکتبی نیز است و آثار و برکات مادی‌اش استقلال، اقتدار نیروهای مسلح، تولد سپاه، پالایش همه نیروهای پاسدار، امنیت کشور در هوا و فضا، پیشرفت‌های معجزه‌آسای نظامی، موشک‌ها،‌ نانو، سلول‌های بنیادی،‌ توسعه دانشگا‌ه‌های ما و معنویت جوانان است.

حجت‌ الاسلام صدیقی گفت: رهبری فرمودند که مردم را باید بشناسیم،‌ مردم همین‌هایی هستند که ۲۲ بهمن را خلق کردند و هشت سال دفاع مقدس در برابر قدرت‌های شرق و غرب تمام قد ایستادند. مردم همان ‌هایی هستند که وقتی فتنه کور ۸۸ پیش‌ آمد و تمام قدرت‌های طاغوتی از آن حمایت کردند همین مردم بودند که به خیابان آمدند و بساط فتنه را برچیدند.

امام جمعه موقت تهران تاکید کرد: پیشرفت‌های علمی، صنعتی و دفاعی ما حاکی از آن است که ما می‌توانیم، ما خواستیم و انجام دادیم و محقق شد. آنچه الان گرفتارش هستیم یک عارضه، سوء مدیریت و غفلت است وگرنه مردم ما توانمند هستند. جوانان ما تحت فرمان نایب امام زمان هستند، بساط فناوری دفاعی ما برآمده از نفس حق رهبر است.

وی بیان داشت: ۲۲ بهمن تثبیت غدیر و تجدیدپیمان با امیرالمومنین است، ۲۲ بهمن به رخ کشیدن بقای انقلاب است و نشانه این است که انقلاب شخصی نیست و یک جریان است.

خطیب نماز جمعه تهران گفت: پیروزی‌های اخیر انقلاب ما در برابر قدرت دروغگو و ظالم آمریکا باعث شد تا از ما سیلی بخورد. در توطئه مشترک امریکا و عربستان سعودی مساله لبنان و فرستادن نیرو برای برهم زدن آنجا، تجزیه شمال عراق و مقاومت در سوریه مقدمات نشان دهنده پیروزی آنها بر ما بود و آنها با پول عربستان و سیاست شیطانی خود فکر می‌کردند با خلق داعش و تحریک برخی از قدرت طلبان در شمال عراق ما را به انزوا می‌برند اما اتحاد سران عرب پا نگرفت، عربستان در جنگ نیابتی چیزی گیرش نیامد، لبنان یکپارچه قوی‌تر شد و سوریه بر داعش پیروز شد و آمریکا و قدرت‌های بزرگ تیرشان به سنگ خورد.

حجت‌ الاسلام صدیقی بیان داشت: اگر مسؤولین از مردم یاد بگیرند و دستور اقتصاد مقاومتی دهند به همین زودی مشکلات حل خواهد شد.

امام جمعه موقت تهران با تاکید بر اینکه ذاغه نشینان، کوخ نشینان و طبقات ضعیف جامعه که ولی‌نعمتان انقلاب هستند با خون جوانانشان این انقلاب را صورت دادند تصریح کرد: مسؤولین خودشان را از اینها برتر نبینند و در قصرها و کاخ‌های اشرافی ننشینند و مردمی باشند و به ایثارگران و جانبازان توجه کنند و به خانواده شهدا سر بزنند که ولی نعمتان ما هستند.

وی گفت: در همین نزدیکی‌های خودمان در منطقه آبسرد دماوند که ۱۱ شهید هم دادند گاز ندارند، این زاغه‌نشینان اطراف تهران شرایط سختی دارند، همین منطقه تهرانسر هم گاز ندارد، لذا از مسؤولینی که سر سفره همین مردم و شهدا نشستند توقع داریم که اینها جلوتر بروند و مشکلات را رصد کنند و به داد مردم برسند.

زنی که با تبر خود از ایران دفاع کرد

«فرنگیس حیدرپور»، در سال ۱۳۴۱ در یکی از روستاهای گیلانغرب در استان کرمانشاه متولد شد و ۱۸ ساله بود که در سال ۵۹ دشمن بعثی در ادامه تجاوزش به خاک ایران روستای محل سکونتش را هم با توپ و تانک نواخت تا بر اثر اصابت گلوله توپ برادر، دایی، عمو، پسر دایی، دختر دایی، دختر عمو و دیگر اعضای خانواده‌اش به شهادت برسند.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، رضا خدری عکاس و خبرنگار جنگ تحمیلی- «فرنگیس» را آنهایی که یادی از دوران دفاع‌مقدس در اذهانشان همچنان باقی است به خاطر می‌آورند. او همانی است که با یک تبر حماسه‌ای را خلق کرد که شاید نظیرش را تنها در داستان‌های اساطیری شنیده و یا خوانده باشیم.
حال و روز فرنگیس خوش نیست و کسی او را یاد نمی‌کند. گویا قهرمان‌ها، دلیران، شجاعان و شیرزنان فقط مال روزهای جنگ هستند و این روزها کسی نیازی به فرنگیس‌ها ندارد. شاید آدم های زیادی فرنگیس حیدرپور را نشناسند و برایشان دانستن در مورد یک اسم هم اهمیتی نداشته باشد، اما همه آنهایی که سفری به کرمانشاه داشته اند، و مجسمه زن تبر به دست را که در یکی از میادین این شهر قرار گرفته، دیده باشند.
فرنگیس حیدرپور متولد سال ۴۱ در روستای اوازین گیلانغرب است که در جریان جنگ تحمیلی با رشادت و شجاعت خود حماسه ای را آفرید که بر اثر آن به شیرزن ایران شهرت یافت.
آیا این شیر زن ایرانی را می‌شناسید؟
«فرنگیس حیدرپور»؛ نامش آشنا نیست! شیرزن کرد را هم که به پسوند اسمش اضافه کنی شاید کمتر کسی بداند او زنی است که با یک تبر به جنگ با سربازان عراقی در دوران دفاع مقدس رفته و اتفاقا پیروز هم شده است.
اغلب ایرانیان داستان تخیلی آن پسرک فداکار که انگشتش را به سوراخ سد فرو برد بخاطر دارند و حتی بدون آوردن توصیف اضافه‌تری هم می‌دانند که آن پسرک فداکار اروپایی‌ها پتروس نام دارد؛ اما بخاطر ندارند که در همین گیلانغرب خودمان زن کُردیست که در ایام دفاع مقدس با یک تبر، یک نیروی مزدور عراقی را به هلاکت رسانده و یکی دیگر را نیز به اسارت گرفته ، شیرزنی که رهبر معظم انقلاب نیز در سفرشان به گیلانغرب شجاعتش را ستودند.

 
«فرنگیس حیدرپور»، در سال ۱۳۴۱ در یکی از روستاهای گیلانغرب در استان کرمانشاه متولد شد و ۱۸ ساله بود که در سال ۵۹ دشمن بعثی در ادامه تجاوزش به خاک ایران روستای محل سکونتش را هم با توپ و تانک نواخت تا بر اثر اصابت گلوله توپ برادر، دایی، عمو، پسر دایی، دختر دایی، دختر عمو و دیگر اعضای خانواده‌اش به شهادت برسند.
پس از آن شیرزن ایرانی در حالی که تنها یک تبر به همراه داشت به جنگ با سربازان دشمن بعثی رفت و یکی از آنان را به هلاکت رساند و یکی دیگر را نیز به اسارت گرفت.
پس از پایان جنگ تحمیلی گرچه تندیسی از «فرنگیس حیدرپور» به عنوان شیرزن ایرانی در بوستان شیرین کرمانشاه تهیه و نصب شد اما امروزه با گذشت ۳۰ سال از اتمام جنگ اقدام درخور و شایسته‌ای برای معرفی این زن ایرانی صورت نگرفته تا همچنان باربی و پتروس و بتمن و اسپایدرمن‌های تخیلی قهرمان کودکان ما باشند.

سلبریتی‌ها چه بلایی سر فرهنگ عامه می‌آورند؟/ انحراف از واقعیت به رویا

فانتزی‌سازی جامعه و عدم شناسایی واقعیات و در قدمی دیگر واقعیت‌گریزی جوانان از جمله بحث‌هایی است که در حوزه رونق سلبریتی‌گری در ایران آسیب‌هایی را به‌وجود آورده است. واقعیت این است که در حوزه‌های مختلف از جمله حوزه زنان مشکلات و مصائب زیادی وجود دارد اما به واسطه توجه رسانه‌ها و جوانان و خصوصا زنان جوان به سلبریتی‌ها و همشکل‌سازی با این افراد انحراف خاصی از واقعیت به موارد فانتزی دیده می‌شود.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، امیرحمزه نژاد – سلبریتی محور شدن فرهنگ ایرانی به تقلید از غرب مشکلات و مصائب زیادی را در بر خواهد داشت که در حوزه زنان این موضوع بیشتر رخ عیان می‌کند. متاسفانه با همه‌گیر شدن استفاده از شبکه‌های اجتماعی بخصوص اینستاگرام که رسانه‌ای سلبریتی محور است و از افراد مشهور در حوزه‌های دسته پایین برای ایجاد جذابیت و جذب مخاطب بهره‌ می‌گیرد، روند سلبریتی محور شدن جامعه و الگوهای آن فزونی یافته است. البته رسانه‌های دیگری مانند تلویزیون و روزنامه‌ها نیز برای اینکه از غافله عقب نمانند خود را درگیر این ماجرا کرده‌اند. متاسفانه از دیرباز در رسانه ملی نیز در هر مناسبتی سلبریتی‌ها به عنوان میهمان دعوت می‌شدند و این افراد زینت المجالس رسانه‌ها بوده‌اند.

واژه سلبریتی هم از سلبریشن یا همان جشن‌ها و جشنواره‌ای ها به نوعی اخذ شده است. در این رابطه افراد مشهوری که مورد توجه عامه قرار می‌گرفتند و جذابیتی بصری داشتند، ستاره رسانه‌ها شدند که البته این موضوع یک کارکرد دوسویه برای طرفین داشته است. به این جهت که رسانه‌ها برای تغذیه، جذابیت و کسب درآمد از سلبریتی‌ها بهره می‌برند و سلبریتی‌ها برای شهرت بیشتر و متعاقب آن کسب درآمد بیشتر با رسانه‌ها همکاری می‌کنند. جوانان نیزبه راحتی سلبریتی‌ها را می شناسند و با سلبریتی‌ها ارتباط برقرار می کنند.

فانتزی‌سازی جامعه و عدم شناسایی واقعیات و در قدمی دیگر واقعیت‌گریزی جوانان از جمله بحث‌هایی است که در حوزه رونق سلبریتی‌گری در ایران آسیب‌هایی را به‌وجود آورده است. واقعیت این است که در حوزه‌های مختلف از جمله حوزه زنان مشکلات و مصائب زیادی وجود دارد اما به واسطه توجه رسانه‌ها و جوانان و خصوصا زنان جوان به سلبریتی‌ها و همشکل‌سازی با این افراد انحراف خاصی از واقعیت به موارد فانتزی دیده می‌شود.

خصوصا اینکه سلبریتی‌های ایرانی و بویژه زنان مشهور خود دارای مشکلات عدیده‌ای هستند که مدگرایی، مصرف گرایی و گاه روابط لجام گسیخته، چالش ها و مفاسد اخلاقی آنها خود سبک زندگی ایجاد میکند که بیشتر به فرهنگ غربی نزدیک است و متاسفانه آسیب‌های فراوانی در پس آن وجود دارد.

در کشورمان اغلب سلبریتی‌ها مشکلات خصوصی و خانوادگی دارند که متاسفانه توسط همین افراد به جامعه تزریق می شود. در همین باب ما زنان سلبریتی مطلقه یا زنانی که ارتباط لجام گسیخته با نامحرم دارند، حیوان‌باز هستند و مدگرا و مصرف زده زیادی داریم . در همین رابطه یکی از سلبریتی‌های زن که از همسر خود جدا شده شایعات زیادی را حول خود دارد که با یک خواننده و سپس یک بازیکن فوتبال ارتباطاتی دارد و شاید این ارتباطات به ازدواج ختم شود! بسیاری از این افراد حتی در حال سودجویی با شهرت خود بدون هیچ توجهی به تخریب فرهنگ عامه هستند. چندی پیش بود که یکی از سلبریتی‌های زن که در اینستاگرام طرفداران زیادی دارد یک برند عطر را با حالتی مضحک تبلیغ کرد که البته مورد تمسخر قرار گرفت اما اینکه سلبریتی‌ها در خدمت مصرف‌گرایی هستند را به خوبی نمایان کرد. الگوی زندگی این افراد بعضا الگوهای خطرناکی است. اخیرا مرگ گربه یکی از بازیگران زن وی را آنقدر اندوهگین کرد که این هنرپیشه پستی در صفحه شبکه اجتماعی خود گذاشت و ناامیدانه آرزوی مرگ خود را کرد. فردگرایی و عدم تن دادن به زندگی خانوادگی و ازدواج و روی آوردن به سگ و گربه از شاخصه‌های زندگی سلبریتی‌هاست.

البته شاید سلبریتی‌های زن ادعا کنند که در امور عام المنفعه، خیرخواهانه و بشر دوستانه خدماتی انجام داده‌اند. برخی از بازیگران زن ایرانی سفیر سازمان ملل در حوزه صلح، بهداشت و کودکان و … هستند اما در این حوزه خدمات آنان بیشتر یک شوآف و نمایش است که چندان نمی‌تواند به درد آسیب‌های اجتماعی بخورد. در این حوزه پزهای سلبریتی‌ها حتی برای اینکه بیشتر در نزد مردم محبوبیت پیدا کنند یک حالت سودمندانه نیز پیدا می‌کند. درحالی که آسیب واقعی را این افراد با سبک‌های زندگی بهم‌ریخته و آشفته خود که البته در بسته بندی زیبا به جامعه وارد می‌کنند.

تخریب فرهنگ ایرانی در این حوزه نیز بسیار قابل توجه است. تن نمایی به جای باطن گرایی، ظاهرسازی به جای محتواگرایی، مصرف‌گرایی به جای بهینه‌سازی مصرف، فخر فروشی به جای رفتار فروتنانه…. همه و همه در سلبریتی‌سازی این جامعه موجب آسیب می‌شود. کارشناسان در حوزه مصرف گرایی و هزارتوی مصیبت آن بیان می‌کنند که مصرف گرایی انسان را در یک گردونه حرص ورزی قرار می‌دهد که به تباهی انسان و حسرت مداوم او می‌انجامد. سلبریتی‌های زن هر روز با یک لباس و با یک شکل و آرایش جدید که باید گفت حیات این افراد به همین گونه رفتارهاست،‌ در انظار و شبکه‌های عمومی ظاهر می‌شوند و این خود الگوی حریصانه در خصوص مصرف گرایی را در جامعه نهادینه می‌کند. از سوی دیگر جار و جنجال‌هایی که این افراد ایجاد می‌کند باعث می شود که مسائل و مشکلات جامعه و خصوصا آسیب‌هایی که در حوزه زنان و خانواده وجود دارد به محاق رفته و پنهان شود. اگر نگاهی به شکاف بین نسل‌ها و فرهنگ متضادی که وجود دارد بیندازیم، این موضوع را به طور مشهود در می‌یابیم که افرادی که متولد دهه‌های گذشته هستند برای شنیدن اخبار و وقایع ایران و جهان همواره وقت می گذارند اما امروز جوانان برای دنبال کردن زندگی سلبریتی‌ها و اخبار آنها وقت می‌گذارند و علاقه‌ای به اخبار واقعی ندارند. رشد زرد خبر و توجه جامعه جوان به این اخبار مشکلات توامانی را برای جامعه و زندگی این افراد در آینده که وارد جامعه می‌شوند، ایجاد می‌کند.

در این عرصه جوانان دیگر علاقه ای به محیط‌های علمی ندارند و حتی آداب حضور در این محیط ها را هم نمی‌دانند و با جیغ و دست و هورا به این محیط‌ها می‌روند. عدم تفکیک تفریح و کار و واقعیت و رویا در این عرصه با زندگی سلبریتی‌ها وارد زندگی جوانان شده است. در فرهنگ عامه ایرانی زنانی که دارای علم و دانش و حکمت بودند مورد توجه قرار می گرفتند و اینک زنانی که زیبایی و تفاخر به زیبایی دارند مورد توجه قرار گرفته‌اند. بهم ریختگی و آنومی که در فرهنگ ایرانی با این نوع سبک زندگی ایجاد می‌شود مشکلات بسیاری را ایجاد خواهد کرد که به نظر می‌رسد جامعه شناسان و روانشناسان باید برای آسیب‌شناسی و پدیدارشناسی این موارد دست به کار شده و نسبت به مشکلات حادی که در این زمینه در جامعه ایجاد می‌شود اطلاع رسانی لازم را انجام دهند.

سوال آیت‌الله یزدی از رهبر انقلاب در دیدار خبرگان

آیت‌الله یزدی عضو فقهای شورای نگهبان، ماجرای پرسش خود از مقام معظم رهبری در جلسه‌ای که اخیرا داشته‌اند و پاسخ ایشان را روایت کرد.

به گزارش ایسنا، آیت‌الله یزدی با هفته‌نامه «افق» به گفت‌وگو پرداخته که گزیده این گفت‌وگو را به نقل از خبرآنلاین در ادامه می‌خوانید:

* بر فضلای برجسته‌ای که توانایی اداره یک حوزه را دارند واجب است که از قم بروند و یکی از استان‌ها را اداره کنند؛ چراکه استان‌ها تقریبا خالی از این‌گونه افراد است. مثلا استان کرمان چه کسی را دارد؟ یزد چه کسی را دارد؟ قم فضلای زیادی دارد که می‌توانند یک نقطه را اداره کنند اما این روحیه ‌که بروند و یک‌ جا را اداره کنند خیلی کم است.

* بنده از حوزه انتقاد نمی‌کنم اما قائل به ضعف در حوزه هستم و معتقدم مراجع و اساتید باید ارتباط بیشتری با طلاب برقرار کنند و احوال طلاب را از لحاظ روحی و معلومات و وضع اخلاق جویا شوند و به عبارت دیگر فقط نباید تجمع درس و بحث را دید و تمام، بلکه باید نقش استاد و نقش مرجع و نقش طلبه را هم در ۱۰ سال آینده دید که اگر چنین محاسبه‌ای انجام شود شاهد پیشرفت خواهیم بود.

* برخی از آقایان که به اعتقاد خودشان بهترین درس‌ها را دارند چند بار در اول یا آخر درس درباره نظام صحبت کرده‌اند تا طلبه تکلیفش را بداند؟ باید با نظام همراهی کرد یا نه؟ با استقلال موافق است یا مخالف؟ حتی یک بار هم نگفته‌اند. البته شاید در دیدارهای خصوصی خود، مطالبی را به افراد معدودی گفته باشند. من این گلایه را از آن آقایان دارم. شما که معتقدید درستان بهترین درس حوزه است، باید نقش بیشتری در تربیت طلبه داشته باشید تا تکلیفش را بفهمد.

* آیا استقلال طلبه در این است که کاری به کار کسی نداشته باشد و فقط سرگرم درس و مباحثه و نماز شب و دعا و زیارت و بدبختی‌های زندگی خودش باشد و تمام یا اینکه باید طلبه را در فرصت‌های مقتضی راهنمایی و ذهن او را روشن کنیم؟

* من باید از تعدادی از بزرگان حوزه گلایه و عرض کنم که شما نسبت به معین کردن وظیفه جوانان تکلیف دارید. اگر بنده حرفی بزنم می‌گویند او دولتی است، چراکه در شورای نگهبان حضور دارد. بنده در شورای نگهبان راجع‌ به اسلامیت و عدم اسلامیت یک طرح و لایحه صحبت می‌کنم. اگر با رفقا بحث می‌کنم، از همین بحث‌های طلبگی حوزه استفاده می‌کنیم که آیا این طرح یا لایحه با اسلام موافق یا مخالف است. وقتی یک طلبه چنین دیدی نسبت به من پیدا بکند چه تقصیری دارد؟ او گمان می‌کند معنای استقلال این است که نسبت به حکومت فاصله داشته باشد.

* خطاب به کسانی که از بزرگان حوزه هستند و این‌گونه می‌اندیشند عرض می‌کنم، ای حضرات اساتید و ای بزرگان! شما باید تکلیف این طلابی را که سرمایه اصلی ما هستند و چندین سال نزد شما شاگردی می‌کنند، روشن کنید که معنای استقلال چیست؟ بعد از گذشت هزار و چند صد سال زحمات ائمه معصومین و زندان رفتن و شهادتشان و زحمات علمای بزرگ ما در تاریخ هزار ساله غیبت و زندان و تبعید و شهادت آنها که برای حاکمیت اسلام بوده است، حالا بعد از این همه زحمات گذشتگان، امروز نظام ما که مولود حوزه است و از نظر بنده معجزه قرن است، آیا درست است که این‌گونه مورد بی‌مهری و بی‌توجهی قرار بگیرد؟

* ما چون خودمان در متن بوده‌ایم، خیلی متوجه نیستیم که چه حادثه‌ای رخ داده است. مسئله ساده‌ای نیست که یک حکومت طاغوت که به قول خودش می‌گوید دو هزار و پانصد سال سابقه دارد کنار برود و یک سید و عالم بزرگوار به تنهایی و برای رضای خدا وارد کار بشود و بسیاری از هم‌دوره‌ای‌های او در اوایل کار با او همراهی نکنند و بعدها به او کمک کنند تا آهسته‌آهسته پس از سال‌ها تبعید موفق بشود و این معجزه رخ بدهد. حال درست نیست که من و شما بگوییم اگر به حکومت کمک کنیم یا به او تذکر دهیم یا با او ارتباط برقرار کنیم، این با استقلال حوزه نمی‌سازد.

* مقام معظم رهبری در سفرشان به قم و در دیدارهایشان مثل دیدار با جامعه مدرسین که دو تا ملاقات داشتند فرمودند حکومت مولود و فرزند حوزه است. هم حکومت باید با حوزه ارتباط داشته باشد و هم حوزه باید با حکومت ارتباط داشته باشد.

* بنده در آخرین جلسه‌ای که مقام معظم رهبری با خبرگان داشتند از ایشان به‌طور خصوصی سؤال کردم و البته دیگران هم شنیدند و بدون تعارف گفتم: برخی از مسئولان حرفی می‌زنند که با حرف شما نمی‌خواند. اینجا تکلیف من چیست که می‌بینم حرف ایشان نقطه مقابل شماست؟ ایشان تأملی کردند و فرمودند: تبیین حقایق تکلیف شماست، مردم را روشن کنید و حقایق را تبیین کنید و واقعیات را بگویید.

* من به جوانان حوزه می‌گویم که آینده برای شماست، سال‌های آینده مرجعیت حوزه برای شماست، حکومت برای شماست، شورای نگهبان و قوه قضائیه در اختیار شماست اما آن را با چه چیزی می‌خواهید اداره کنید؟ شما الان که جوان هستید موظف هستید ارتباط خود را با نظام و مقامات حفظ کنید و این ارتباط منافاتی با استقلال شما ندارد. حکومت باید به شما کمک کند، شما باید با نمایندگان مجلس و وزرای محترم رفت‌وآمد داشته باشید و حرفتان را هم بزنید.

* من به جوان حوزوی می‌گویم که باید درس بخوانید. اگر بی‌سواد باشید هیچ‌جا جای شما نیست، نه در بین مردم و نه در حکومت، نه در دنیا و نه در آخرت، چراکه یک فرد بی‌سوادی شده‌ای. لباس کافی نیست، باید زحمت کشید و درس خواند، نباید عمر را تلف کرد، بلکه باید از وقت، حداکثر استفاده را کرد. باید از این همه امکاناتی که در گذشته برای طلاب فراهم نبود و امروز هست استفاده کرد. در ضمن باید با نظام هم ارتباط برقرار کرد و این منافاتی با استقلال حوزه ندارد. بنابراین استقلال حوزه این نیست که انسان از حکومت جدا بشود و فاصله بگیرد و بگوید من کاری به کار حکومت ندارم.

مهریه‌های بالاتر از ۱۱۰ سکه چگونه نقد می‌شوند؟

قانون حمایت از خانواده که در سال ۹۱ به تصویب نمایندگان مجلس رسید، حد حمایت قانونی از مطالبه مهر را تا میزان ۱۱۰ سکه اعلام کرد و مطالبه میزان بیشتر از آن را منوط به ملائت زوج دانست.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، در قانون جدید خانواده ذکر شده است که معیار ملائت در مطالبه مهر ۱۱۰ سکه است، این به معنای آنست که دادگاه فرض را بر این گذاشته است که زوج قابلیت پرداخت را دارد و اگر این تعداد چه به صورت نقد و چه قسط بندی پرداخت نشود حکم حبس صادر می‌شود.

در مهرهای تا ۱۱۰ سکه نیازی به اثبات زوجه مبنی بر استطاعت زوج نیست، در این مرحله زوج باید خودش در دادگاه عدم استطاعتش را در پرداخت مهر اثبات کند. در میان مردم به اشتباه ذکر می‌شود که مهرهای بیشتر از ۱۱۰ را نمی‌توان دریافت کرد، در حالیکه در مهرهای بیش از ۱۱۰ سکه زوجه باید به دادگاه اثبات کند که زوج توانایی پرداخت این تعداد سکه را دارد.

برای وصول مهر باید از سه طریق اقدام کرد، در مرحله نخست اظهار نامه از سوی زن به شوهر ارسال می‌شود، در مرحله دوم از طریق اجرای ثبت و آخرین مرحله از طریق دادگاه‌ها به دریافت مهر اقدام می‌شود.

مهلت تجدید نظر خواهی ۲۰ روز است. زوجین ظرف این مدت می‌توانند به رأی دادگاه اعتراض کنند، بعد از اینکه رأی دادگاه قطعی شد، زوجه، ماده ۳ قانون نحوه اجرای محکومت مالی مصوب ۱۳۹۴ را اعمال می‌کند، یعنی اگر مرد معسر نباشد و بدهی خود را پرداخت نکند‌، یا در مهلت ۳۰ روزه پس از ابلاغ برگ اجراییه دادخواست اعسار به تقسیط محکوم به را تقدیم نکند به درخواست محکوم له به زندان می‌رود‌ اما اگر توسط دادگاه معسر شناخته شود، دادگاه رأی به تقسیط مهر می‌دهد‌.

اگر مرد توانایی پرداخت مهر را داشت اما از پرداخت آن خودداری کرد‌، زوجه مهر خود را به اجرا می‌گذارد، چنانچه ظرف مدت ۱۰ روز، زن دارایی شوهر را معرفی کند، فوری نسبت به توقیف آنها اقدام می‌شود.

اگر دارایی زوج فقط درآمد وی باشد‌، (اگر مرد همسر دیگری نداشته باشد) تا یک چهارم آن ماهانه به زوجه تعلق می‌گیرد، تا زمانی که مهر به طور کامل پرداخت شود.

مرد تا پرداخت کامل مهر زن نمی‌تواند از کشور خارج شود اما در صورتی که مرد اموال دیگری غیر از حقوق داشته باشد دادگاه اموال او را می‌فروشد و مهر از این طریق پرداخت می‌شود.

اذعان تلویحی وزیر بهداشت به شکست طرح تحول سلامت/ احیای طرح تحول سلامت تنها با اجرای سیاست‌های کلی سلامت

حتی اگر تأمین مالی این طرح به هر طریقی صورت گیرد، طرح از چند آسیب‌ جدی همچون بی‌توجهی به قانون بالادستی و سیاست‌های کلی سلامت، درمان‌محوری به جای توجه به پیشگیری، پزشک‌محوری به جای خدمات‌محوری، بیمارمحوری به جای سلامت‌محوری، فقدان پایداری بر اثر ناکارآمدی سازوکارهای کنترل هزینه، تعمیق شکاف درآمدی در کادر درمانی، ایجاد نارضایتی و اثر منفی روی کیفیت کار کادر درمان و متخصص‌گرایی رنج می برد.
گروه اجتماعی- رجانیوز:  “در زمینه اجرای طرح تحول محاسبات در عمل درست در نیامد و در اجرا هم خطاهایی اتفاق افتاد.” اینکه طرح تحول سلامت حتی در محاسبات نیز دچار مشکلات است اینبار نه از زبان منتقدان که از زبان وزیر بهداشت درهمایش پرستاری مطرح شد. اگر چه پیش از این ایشان در برنامه ثریا ایرادات طرح تحول سلامت را مشکل برنامه ریزی و طراحی نمیدانست و معتقد بود اگر هم مشکلی وجود دارد مربوط به اجرای آن است.
به گزارش رجانیوز، طرح تحول سلامت از ابتدای روی کار آمدن دولت یازدهم در دستور کار جدی نظام بهداشت و درمان کشور قرار گرفت. گرچه از همان ابتدای اجرای طرح تحول سلامت ایرادات آن نیز به تناسب اجرای اهداف پیش‌بینی شده نمایان گردید اما متاسفانه نگاه مبتنی بر آزمون و خطا به مدیریت کلان نظام سلامت آسیب‌‎های جدی‌ای را به پیکره کشور وارد نمود. این روزها و پس از انتخابات کم کم دود اشتباهات مدیران به چشم مردم نیز رفته است. طرحی که در قبل از انتخابات ریاست جمهوری گفته می‌شد با موفقیت کامل انجام و به اهداف نیز دسترسی پیدا کرده است این روزهای بعد از انتخابات با عنوان شکست از آن یاد می‌شود. تاکید مستمر طرح بربخش های بستری به دلیل هزینه های بالا و درمان محور بودن آن طبعا توفیقاتی موقتی بود و تا زمانی ادامه پیدا میکند که کمبود منابع رخ ندهد. اگرچه سیاست تزریق منابع یک مسکن محسوب میشد ولی نباید از قوانین وسیاست های بالا دستی حوزه سلامت نیزغافل میشد. اگر اجرای قوانین بالادستی از جمله نظام ارجاع و پزشک خانواده به تناسب آن به درستی اجرا میشد حداق انتظار طرح نیز به خودی خود برآورده میشد اما متاسفنه اینچنین نیز نشد.
بیمه رایگان سلامت اعتبار خود را از دست داد 
بیمه سلامت همگانی که از آن تحت عنوان بزرگترین پروژه اجتماعی‌ دولت یازدهم یاد می‌شود از ابتدای سال ۹۳ توسط سازمان بیمه سلامت اجرایی شد.
در سال ۱۳۹۲ پوشش جمعیت کشور از نظر بیمه‌های پایه درمان برابر ۹۰ درصد بود که با اجرای طرح بیمه همگانی سلامت برای پوشش افراد فاقد بیمه سلامت، جمعیت تحت پوشش بیمه سلامت تا آذرماه ۱۳۹۴ بالغ بر ۹۶ درصد کل جمعیت کشور را شامل شد. در اجرای طرح تحول سلامت در حدود ۱۰ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر که براساس مطالعات انجام شده حدود ۹۰ درصد آنها ساکنان حاشیه شهرها بوده‌اند، از طریق سازمان‌ بیمه سلامت تحت پوشش بیمه پایه درمان قرار گرفته‌اند. ۹ درصد از بیمه شدگان دارای سرپرست زن بوده‌اند، حدود ۴۹ درصد اجاره نشین بوده اند، ۴۰ درصد از بیمه شدگان قبل از بیمه سلامت فاقد هرنوع پوشش بیمه ای بوده اند و ۱۶ درصد از خانوارهای ثبت نام شده هیچ درآمدی نداشتند و ۶۷/۷ درصد از خانوارها نیز دارای درآمد ماهیانه زیر یک میلیون داشته‌اند، اما بیمه شدگان بنا بر ابلاغیه دولت در صورتی که مایل به خدمت گرفتن از مراکز دیگر هستند باید حق بیمه پرداخت کنند و در واقع صندوق بیمه‌ای خود را تغییر دهند.
در مجموع کارشناسان معتقدند محدود شدن خدمات به مراکز دولتی درحالیکه این مراکز شلوغ و محدود هستند و در بسیاری از مناطق خود این مراکز نایاب بوده یا امکانات کافی پزشکی در این مراکز موجود نیست موجب آن شده است که حدود ۸۰ درصد خدمات سرپایی در مراکز درمانی بخش خصوصی ومطب ها ارائه می شود. محدود کردن خدمات به مراکز دولتی پایان عملی طرحی است که با هزینه زیاد آغاز شد و بدون تامین منابع مالی ثابت و معین ادامه یافت و موجب دریافتی نجومی گروههای خاص پزشکی شد و حجم زیادی بدهی در بخش سلامت ایجاد شده که منابع فعلی پاسخگوی آن نیست.
چرا در طرح تحول سلامت دچار شکست شد؟
تمرکز بر “خدمات بستریِ بخش دولتی” صورت گرفته موجب آن شد ۱۰هزار میلیارد تومان از منابع عمومی نظام سلامت کشور به این بخش تزریق گردید. بعد از اجرای گام سوم و “افزایش ۲.۵ برابری تعرفه‌های پزشکی” موجبات کسری منابع شدید نظام سلامت را نیز فراهم آورد از طرفی در طرح تحول نظام سلامت منابع به سمت عرضه و عرضه‌کنندگان خدمات سوق یافت، بدون اینکه برای مدیریت و ساماندهی سمت عرضه یعنی راهنماهای بالینی اقدامات کافی صورت پذیرد و طرح بیمه همگانی نیز بدون مدیریت و ساماندهی سمت تقاضا یعنی نظام ارجاع و پزشک خانواده اجرا شد.
در نتیجه حتی اگر تأمین مالی این طرح به هر طریقی صورت گیرد، طرح از چند آسیب‌ جدی همچون بی‌توجهی به قانون بالادستی و سیاست‌های کلی سلامت، درمان‌محوری به جای توجه به پیشگیری، پزشک‌محوری به جای خدمات‌محوری، بیمارمحوری به جای سلامت‌محوری، فقدان پایداری بر اثر ناکارآمدی سازوکارهای کنترل هزینه، تعمیق شکاف درآمدی در کادر درمانی، ایجاد نارضایتی و اثر منفی روی کیفیت کار کادر درمان و متخصص‌گرایی رنج می برد.
طرح اولیه اگرچه شکست خورده به نظر میرسد اما این نباید به معنای توقف بهبود نظام سلامت تلقی شود بلکه این مهم نیاز به بازنگری اساسی با حضور منتقدان جدی طرح است.